الملا فتح الله الكاشاني
127
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( حَمِيمٍ ) * و ميان آب گرم * ( آنٍ ) * گرمى بغايت رسيده كه بر سرايشان فرو ريزند يا بخورد ايشان دهند و آن از ابى يانى مشتق است بمعنى بلغ الحر فى النهاية و بعضى گويند كه دوزخيان هر گاه كه از آتش استغاثه كنند به اين وجه بفرياد ايشان رسند كه ايشان را در ميان آب جوشان اندازند و بجهة شدت حرارت آن همه اعضاى ايشان از يكديگر جدا شود و در روايت آمده كه وادى از اوديهء جهنم كه در او چرك و ريم دوزخيان جمع شده باشد برايشان بگشايند تا ايشان را باغلال و سلاسل كه داشته باشند برانند به آن اوديه و همه را در آنجا منغمس سازند و اوصال و پيوندهاى ايشان را از يكديگر بگسلند و بعد از آن ايشان را از آنجا بيرون آورند و او سبحانه بار ديگر اعضاى ايشان را بهم جمع كند و خلق آن فرمايد و به آتش سوزان عذاب نمايد پس ايشان را به اين دستور هميشه در ميان حميم و و جحيم گرفتار باشند * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما ) * پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه تنبيه كرد شما را از عذاب اهل دوزخ تا از كفر و شرك و بپرهيزيد * ( تُكَذِّبانِ ) * تكذيب مينمائيد و شبههء نيست در آنكه آيات مذكوره كه در شأن دوزخيانست مستلزم وعيد و تهديديست كه مقرب عباد است بطاعت و مبعد ايشان از معصيت و باعث ايمان و صارف از كفر و عصيان و آن عين الطاف حضرت منانست پس متضمن نعماى جليله باشد و بعد از ذكر وعيد بيان وعد ميفرمايد بقوله * ( وَلِمَنْ خافَ ) * و براى كسى كه بترسد * ( مَقامَ رَبِّه ) * از ايستادن نزد پروردگار خود يعنى از موقف حساب و بجهة آن ترك معاصى نمايد * ( جَنَّتانِ ) * دو بهشت است و از اين قبيل است قوله تعالى يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ و قوله * ( وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه ) * يا آنكه مراد بمقام قيام او سبحانه باشد بر عباد كقوله تعالى أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ پس معنى اين باشد كه كسى كه بترسد از آنكه خدا شاهد و حافظ اعمال او است و بجهة آن بر معصيت جسارت ننمايد او را جاى در جنت است و از اينجاست كه صادق ( ع ) در تفسير اين فرموده كه هر كه بداند كه حقتعالى افعال خير و شر او را ميبيند و اقوال او را به همين طريق ميشنود و او به جهت اين از معاصى مجتنب شود او را دو بهشت است يا مراد مقام خايف است نزد خدا جهة حساب بكلا المعنيين و اضافهء آن برب جهة تفخيم و تهويل است يا آنكه مقصود خاف ربه باشد و لفظ مقام بينهم مقحم واقع شده باشد بجهة مبالغه هم چنان كه ميگويند اخاف جانب فلان و فعلت هذا لمكانك و اين دو بهشت يكى جنت عدنست و ديگرى جنت نعيم و گويند كه يكى خايف انسى را بود و ديگرى خايف جنى چه توجه خطاب بثقلين است يا يكى براى اداى طاعت و ديگرى براى ترك معصيت يا يكى براى خايف و يكى ديگر براى خدم و متعلقان او يا يكى از روى عدل و ديگرى بر سبيل فضل كقوله